تبليغاتX
كسي از عرش نام تو را مي خواند.برخيز

كسي از عرش نام تو را مي خواند.برخيز

مادر
به نام خدا

 

  عزیزترینم

 

                      فرشته ی مهربان

 

در میان باد های پاییزی و بوران های سخت زمستانی ـ در گرمای طاقت

فرسای تابستان و رایحه ی بهار نارنج در فصل بهار همیشه مرا به یاد بسپار

ان هنگام که اشک هایم را برایم پاک می کردی وحتی ان هنگام که خود ـ

ریزش اشکهایم را از نگاه تو پنهان می کردم .

می دانم که خوب می دانستی من همیشه غمگینم نمی دانم چرا ولــــی

ان روز که پروردگارم سرشتم را برگزیداینگونه بودم ، نمی خواهم تسلیم

شوم . هـر گــز ، هــرگــز، هــرگــز

این را برای دل تو نمی گویم برای باور خویش می گویم.

من تو را در انتهای قلبم محبوس نکرده ام من تورا به خاطر هیچ و پوچ ـ

نمی خواهم من تو را ای مهربان با تمام وجود برای تو می خواهم.

تو همان هستی بخش زمینی منی ،همان هستی که پروردگار عالمیان

تو را به بهترین خاک سرشت ، من هرگز مانند تو نبودهام ـ باور کن ـ

و حسرت مانند تو بودن در نگاهم خفته.

همیشه تو را می ستودم . همیشه تو را دوست می داشتم و همیشه

وسعت نگاهت برایم دیدنی تر از بهترین مناظر بوده است.

همیشه لمس دستانت احساس جاودانگی را در من ایجاد کرده.

تنها لبخند اشکهایم پاسخ گوی نگاه تو خواهند بود.

نگـــــــــــاه اسمانی ات را هرگز از من مگیر.

احساســـــــــم ارزانی توست برای همیشه.

 

    تقدیم به بهترین فرشته های دنیا ( مادر)

                و فرشته ی غزیز زمینی من

 

                                                             یا حق

+نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت12:1 PMتوسط من |
انتظار
به نام خدا

 

هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست

ببار،ابر بهاری ، ببار ، کافی نیست

چنان به باغ تو یخ بسته باغ جان که اگر

هزار بار بیاید بهار کافی نیست

به جرم عشق تو باشد که اتشم بزنند

برای کشتن حلاج دار کافی نیست

گل سپیده به دشت سپید می روید

سپید بختی این روزگار کافی نیست

خودت بخواه که این انتظار سر اید

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

 

     ( شعر از اقای فاضل نظری )

 

 

                                                                     یا حق

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت5:46 PMتوسط من |