حافظ ما
به نام خدا
با مدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
برکشد آینه از جیب افق چرخ و در آن
بنماید رخ گیتی به هزاران انواع
در زوایای طربخانه ی جمشید فلک
ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر
جام در قهقهه آید که کجا شد مناع
وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیر
که به هر حالتی اینست بهین اوضاع
طره ی شاهد دنیا همه بندست و فریب
عاشقان بر سر این رشته نجویند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان می خواهی
که وجودیست عطا بخش کریم نفاع
"مظهر لطف ازل روشنی چشم امل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع "
...........................................................................
اینم حافظ سال ۸۶ من!
منتظر میمونم تا پایان سال ببینم تعبیرش چی میشه!
یا حق


