هر روز جهان است و فرازی و نشیبی
این نیز نگاهی است به افتادن سیبی
در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز
آخر چه امیدی به شب و روز جهان است؟
باید همه ی عمر خودت را بفریبی
چون قصه ی آن صخره که از صحبت دریا
جز سیلی امواج نبرده ست نصیبی
آیینه ی تاریخ تو را درد شکسته است
اما تو نه تاریخ شناسی نه طبیبی!
ـــ فاضل نظری ــ
.............................................................................................
ــــ سفر هاوکینگ به ایران باعث خوشحالی همه می شه مخصوصا ما فیزیکی ها.
ــــ طرح من با بادهای بهاری عازم نا کجا اباد می شه و حال و روز در" علی و حوضش"
خلاصه میشه.
ــــ شکستن یکی از ساز هایم را در خواب دیدم عجب شومی و دلتنگی دارد .
ــــ زمان چاپ نوشته هایت را به تعویق بیندازند اصلا حال و روزت خوب نخواهد بود آن
هم به خاطر هیچ یا همان تنبلی. شاید تصمیم بگیرم اصلا چاپشان نکنند چاره اش
یک تلفن است.
ـــــ یه سفر کوتاه و عبور از یه جاده باریک پر از درخت های بهارنارنج و زیبایی طبیعت
بکر وتنفس تو هوای خوش عطر اونجا یه روز خوب و تو زندگیت میسازه.یه روز فراموش
نشدنی.
یا حق


